نهند و به وي تسليم كنند و بدين طريقه ممكن نيست كه در هيچ كتابي از كتب ايشان زيادت و نقصان تواند بود.))1
اين گزارش نه‌تنها به‌خاطر وضوحش درخور توجه است‌، بلكه در عين حال اشارات ما را درباره‌ٴ چاپ در تبت تأييد مي‌كند و بالاتر از همه ارزش چاپ را به‌عنوان وسيله‌اي براي استاندارد كردن يك متن به‌خوبي دريافته است‌. بايد تصور كرد در شرق هم درست مانند بعدها در غرب‌، ارزش عملي اين فن به‌عنوان وسيله‌اي براي تكثير نسخه‌ها در زمان و با تلاش كم‌تر مدت‌ها پيش‌ از ارزش معنوي آن‌، يعني وسيله‌اي براي حفظ اصالت يك متن درك شده بود. با اين همه‌، رشيدالدين و بناكتي بيشتر به استاندارد شدن متن توجه دارند تا انتشار آن‌. درست است كه چاپ‌، به صورتي كه در آن روزها عمل مي‌شد، اصلاً جنبه‌ٴ اقتصادي بودنش را نشان نمي‌داد. حكاكي‌ واژگان بر روي باسمه‌ها (به‌صورت معكوس‌) احتياج به مقدار زيادي مهارت كاري داشت‌. همانندي نسخه‌هايي كه به‌وسيله‌ٴ آن باسمه‌ها توليد مي‌شد بايد كاملاً معلوم مي‌گرديد، ولي‌ صرفه‌جويي در وقت هنگامي مفهوم پيدا مي‌كرد كه به تعداد نسبتاً چشم‌گيري از نسخ نياز بود. اين به ما كمك مي‌كند تا دريابيم چرا رشيدالدين اين صنعت چيني را كه خوب با آن آشنايي‌ داشت براي تكثير آثارش به‌كار نگرفت‌. احتمالاً خيلي عجله داشت و مي‌دانست كاتبان خيلي‌ سريع‌تر از باسمه‌سازان مي‌توانند كار كنند و احتمالاً به‌دقت آنان اعتماد زيادي داشت‌.2

چـاپ باسمـه‌اي در مصـر

مقارن سال 1880، حفاري‌هايي كه در المدينه (مدينةالفيوم‌) صورت گرفت‌، اسناد زيادي را آشكار ساخت (بيش از 100,000 ورقه و قطعه‌ٴ پاپيروس‌، پوست و كاغذ) كه اينك مجموعه‌ٴ مهين دوك رينر را در كتاب‌خانه‌ٴ ملي وين تشكيل مي‌دهد. اين اسناد كه به ده زبان نوشته شده‌اند، از سده‌ٴ چهاردهم پ م تا سده‌ٴ چهاردهم ميلادي را در برمي‌گيرند. اسناد كاغذي از حدود 796 تا 1388 را شامل است و اسناد پاپيروس مربوط به سال 936 است‌.
حدود 50 قطعه از مجموعه‌ٴ رينر شواهدي از چاپ باسمه‌اي را به‌دست مي‌دهد. قطعات‌ مشابهي در موزه‌هاي هايدلبرگ‌، برلين و قاهره وجود دارد. يكي از باسمه‌هاي قاهره روي پوست‌


1. تاريخ بناكتي‌، به كوشش دكتر جعفر شعار. تهران‌، 1348، انجمن آثار ملي‌، ص 338 ـ 339 ــ م‌.
2. از آنجا كه كاتبان شرقي براي رونويسي سطر به سطر و صفحه به صفحه تربيت مي‌شدند، خيلي كم‌تر از آنچه تصور مي‌رود دچار اشتباه مي‌شدند. از سوي‌ ديگر، كنده‌كاري به‌صورت معكوس آسان‌تر از حد تصور ماست‌. احتمالاً به اين صورت انجام مي‌گرفت كه يك خوش‌نويس متن را بر يك ورقه كاغذ نازك‌ مي‌نوشت‌. سپس آن را باسمه‌ساز وارونه روي تكه‌اي چوب مي‌چسباند، در اين حال نوشته را به‌صورت وارونه مي‌ديد و با قلم سطرها را بر روي چوب مي‌كند.